به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، امیرحسین مرادی، عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، امروز سهشنبه ۹ تیرماه، در سلسله نشستهای «در محضر حکیم شهید» با موضوع «دکترین حکمرانی تمدنساز؛ بازخوانی استراتژیک ۳۵ ساله پیامهای نوروزی» که در تالار شیخ طبرسی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد، با تسلیت ایام سوگواری اهلبیت(ع) و گرامیداشت یاد و خاطره قائد شهید، اظهار داشت: قائد شهید فراتر از یک مدیر اجرایی بود و با نگاهی منظومهای و اعتقاد راسخ به زنجیره پنجگانه تمدنسازی، تمام عمر خود را در مسیر تحقق دولت اسلامی، جامعهپردازی و زمینهسازی برای تمدن نوین اسلامی صرف کرد.
وی افزود: تجربه عملی این شهید بزرگوار نشان داد حکمرانی در تراز انقلاب اسلامی، پیوندی نظاممند میان معیشت مردم و تعالی معنوی برای دستیابی به حیات طیبه است؛ حکمرانیای که در آن علم، ثروت و قدرت در خدمت تحقق ارزشهای الهی و پیشرفت جامعه قرار میگیرد.
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به کتاب «دکترین حکمرانی تمدنساز» گفت: این اثر با تکیه بر زنجیره تمدنسازی اسلامی و بازخوانی منظومه مدیریتی رهبری، مسیر حرکت از نظام اسلامی به سوی تمدن نوین اسلامی را ترسیم میکند.
وی ادامه داد: در این پژوهش، زنجیره پنجگانه انقلاب اسلامی شامل انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی، مبنای تحلیل قرار گرفته و با بازخوانی ۳۵ سال پیامهای نوروزی، نقشه راه عبور انقلاب اسلامی به سوی تمدن نوین اسلامی استخراج شده است.
مرادی خاطرنشان کرد: پیامهای نوروزی از سال ۱۳۶۹ تا ۱۴۰۲ همانند دیوارنگارهای از مسیر تکامل انقلاب اسلامی، در قالب یک اینفوگرافی جامع مورد بررسی قرار گرفتهاند و نشان میدهند این پیامها صرفاً یک آیین سالانه نیستند، بلکه قطعات یک پازل مهندسیشده برای هدایت انقلاب اسلامی به سوی تمدن نوین اسلامی محسوب میشوند.
پیامهای نوروزی؛ اسناد بالادستی حکمرانی
وی هدف اصلی این کتاب را استخراج منطق مدیریتی نهفته در پیامهای نوروزی برای هدایت کشور در برابر تحولات و چالشهای جهانی عنوان کرد و افزود: مسئله اصلی این پژوهش، وجود خلأ نظری در تبیین الگوی حکمرانی اسلامی متناسب با گام دوم انقلاب است.
مرادی تصریح کرد: با وجود پیشرفتهای قابل توجه جمهوری اسلامی در عرصههای مختلف، مباحث مربوط به نظام حکمرانی و وظایف کارگزاران هنوز به زبان علمی مدیریت تدوین نشده است. این پژوهش تلاش دارد پیامهای نوروزی را از سطح توصیههای اخلاقی سالانه به سطح یک نظریه منسجم حکمرانی ارتقا دهد.
وی اظهار داشت: پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه میتوان بیانات راهبردی رهبر معظم انقلاب را به یک دکترین عملیاتی برای اداره کشور تبدیل کرد تا ضمن جلوگیری از پراکندگی ظرفیتهای ملی، مدیریت کلان کشور نیز از روزمرگی فاصله بگیرد.
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به جنگ شناختی دشمن گفت: دشمن تلاش میکند مشکلات معیشتی و ضعفهای اجرایی را به ذات نظام اسلامی نسبت دهد، در حالی که بررسیهای این پژوهش نشان میدهد ریشه بسیاری از این مشکلات، مدیریتهای ضعیف، غیرانقلابی و فاقد روحیه تحولخواهی است.
وی افزود: هر زمان مدیریت جهادی و انقلابی در میدان حضور داشته، کشور جهشهای قابل توجهی را تجربه کرده است؛از اینرو اصلاح وضعیت موجود، بیش از آنکه نیازمند تغییر ساختارها باشد، مستلزم تحول در سبک مدیریت و شیوه حکمرانی است.
مرادی تأکید کرد: این کتاب با استخراج راهبردهای تحولی از بیانات رهبر معظم انقلاب، مسیر علمی اصلاح آسیبهای مدیریتی کشور را پیشنهاد میکند.
وی با بیان اینکه پیامهای نوروزی باید به عنوان اسناد بالادستی پویا شناخته شوند، اظهار داشت: این پیامها گزارش مستمر پیشرفت زنجیره پنجگانه تمدنسازی هستند و جایگاه کشور را در مسیر حرکت از تثبیت نظام اسلامی تا جامعهپردازی و تمدنسازی مشخص میکنند.
وی افزود: شناخت این نقشه راه، به مدیران و نخبگان کمک میکند تا موقعیت تاریخی کشور را به درستی تشخیص داده و اولویتهای راهبردی هر مقطع را شناسایی کنند.
مرادی با تشریح فصل نخست کتاب گفت: در این فصل، روششناسی رهبر معظم انقلاب در تدوین پیامهای راهبردی بررسی شده است؛ این الگو بر چهار مرحله شامل پایش محیطی، تحلیل تهدیدها و عملکرد سال گذشته، تعیین هدف کلان سال در قالب شعار سال و تبیین ابزارهای تحقق آن استوار است.
وی تصریح کرد: این مدل کاملاً با اصول مدیریت راهبردی منطبق است و نشان میدهد شعار سال صرفاً یک عنوان تشریفاتی نیست، بلکه نقطه تمرکز همه ارکان کشور برای همافزایی و جلوگیری از موازیکاری محسوب میشود.
دولت اسلامی؛ حلقه راهبردی تمدنسازی
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با اشاره به فصل دوم کتاب اظهار داشت: مهمترین گلوگاه زنجیره تمدنسازی، مرحله دولت اسلامی است؛ مرحلهای که عبور از آن دشوارترین بخش مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی به شمار میرود.
وی افزود: اسلامی شدن دولت صرفاً به ظواهر محدود نمیشود، بلکه به معنای انطباق سبک مدیریت، اخلاق حرفهای، پاکدستی، امانتداری، مبارزه با رانت و اشرافیگری با آرمانهای انقلاب اسلامی است.
مرادی تأکید کرد: تا زمانی که این گلوگاه اصلاح نشود، امکان عبور به جامعه اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی فراهم نخواهد شد.
وی در ادامه به فصل سوم کتاب اشاره کرد و گفت: این فصل به بررسی دهه هشتاد به عنوان دوره شکلگیری اقتدار علمی جمهوری اسلامی اختصاص دارد؛ دورهای که علم به عنوان مهمترین عامل عزت ملی و کلید تعیینکننده جایگاه ایران در نظم نوین جهانی معرفی شد.
مرادی افزود: راهبرد جمهوری اسلامی در این مقطع، شکلدهی نهضت نرمافزاری، شکستن انجماد فکری، عبور از الگوهای تقلیدی غرب و مدیریت ظرفیت نخبگان بود.
وی خاطرنشان کرد: تأسیس نهادهایی همچون بنیاد ملی نخبگان و حمایت مستقیم رهبر معظم انقلاب از پروژههای راهبردی علمی، بخشی از همین رویکرد تمدنساز بود و هدف نهایی آن نیز دستیابی جمهوری اسلامی ایران به مرجعیت علمی جهان اسلام و تبدیل دانش به قدرت و ثروت ملی به شمار میرفت.
اقتصاد مقاومتی؛ دکترین مقابله با جنگ معیشتی
مرادی با اشاره به فصل چهارم کتاب اظهار داشت: این فصل به تحلیل دهه ۱۳۹۰ و شکلگیری دکترین اقتصاد مقاومتی اختصاص دارد؛ دکترینی که در پاسخ به جنگ همهجانبه اقتصادی و معیشتی دشمن طراحی شد.
وی افزود: رهبر شهید نخستین بار در سال ۱۳۸۹ مفهوم اقتصاد مقاومتی را در دیدار با کارآفرینان مطرح کردند؛ در این چارچوب، تولید ملی صرفاً یک موضوع اقتصادی و رفاهی نیست، بلکه سپری دفاعی برای افزایش استحکام درونی کشور، خنثیسازی فشارهای خارجی و ایجاد بازدارندگی اقتصادی به شمار میرود.
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ادامه داد: سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در ۲۴ بند، نقشه جامع تمدنسازی بر پایه درونزایی و برونگرایی را ترسیم کرده است؛در این الگو، مدیریت کشور مأموریت مییابد با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، تهدید تحریم را به فرصتی برای استقلال ساختاری تبدیل کند.
وی حمایت از کالای ایرانی را یکی از راهبردهای مدیریت زنجیره تقاضا دانست و تصریح کرد: هدف این سیاست، تقویت پول ملی، افزایش اشتغال و ایجاد زیرساختهای اقتصادی مقاوم در برابر تکانههای جهانی است.
مرادی با تشریح فصل پنجم کتاب گفت: مدیریت جهادی به عنوان تنها مسیر معتبر عبور از ساختارهای فرسوده و بروکراسی ناکارآمد معرفی شده است.
وی افزود: این الگو بر سه رکن ایمان، علم و درایت، و تلاش خستگیناپذیر استوار است. ایمان، موتور محرک معنوی، علم و درایت مانع تصمیمگیریهای هیجانی و تلاش مستمر نیز عامل افزایش سرعت و کارآمدی نظام مدیریتی است.
وی خاطرنشان کرد: تفاوت اساسی مدیریت جهادی با مدیریت بروکراتیک در آن است که منتظر فراهم شدن همه امکانات و اعتبارات نمیماند، بلکه با خلاقیت، تهدیدها را به فرصت تبدیل میکند.
مرادی تأکید کرد: این سبک مدیریت، راهبرد واقعی خنثیسازی تحریمهاست؛ زیرا به جای اتکا به امتیازگیری از دشمن، بر تقویت ارکان درونی قدرت ملی تمرکز دارد و مدیر جهادی خود را معمار تحقق حیات طیبه و پیشرفت کشور میداند.
وی با اشاره به فصل ششم کتاب اظهار داشت: یکی از مهمترین محورهای این پژوهش، راهبرد مردمیسازی و تبدیل سرمایه اجتماعی به قدرت ملی است.
مرادی افزود: رهبر معظم انقلاب همواره بر کارفرمایی ملت و کارگزاری دولت تأکید کردهاند. در این دکترین، دولت وظیفه دارد بستر فعالیت اقتصادی مردم را فراهم و موانع پیشروی آنان را برطرف کند.
وی ادامه داد: نقدینگی سرگردان جامعه اگر به سمت تولید هدایت نشود، به تهدیدی برای اقتصاد کشور تبدیل خواهد شد، اما در صورت هدایت صحیح، میتواند منشأ برکت، رشد اقتصادی و افزایش بازدارندگی ملی باشد.
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی تصریح کرد: مردمیسازی اقتصاد به معنای ایجاد بستری است که در آن سرمایههای خرد مردم و توان علمی نخبگان، موتور محرک تولید ملی شوند.
وی با اشاره به فصل هفتم کتاب گفت: این فصل به مدیریت کشور در آغاز سده پانزدهم هجری شمسی و سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ اختصاص دارد؛ دورهای که محور آن توسعه اقتصاد دانشبنیان، اشتغالآفرینی و جبران خلأ سرمایهگذاری دهه ۱۳۹۰ است.
مرادی افزود: رهبر معظم انقلاب در این مقطع، جوانان نخبه را فرماندهان جبهه پیشرفت معرفی کردهاند و بر نقش آنان در تحقق جهش تولید، توسعه فناوری و ارتقای توان رقابتی کشور تأکید دارند.
وی درباره فصل پایانی کتاب اظهار داشت: فصل هشتم، فراتحلیلی از ۳۵ سال پیامهای نوروزی رهبر معظم انقلاب ارائه میدهد و نشان میدهد که اندیشه ایشان بر اصل ثبات در مبانی و پویایی در روشها استوار است.
مرادی افزود: مفاهیمی همچون عدالت، تولید، مردم، پیشرفت و مقاومت، در طول این سالها اجزای یک منظومه فکری واحد را تشکیل دادهاند که جمهوری اسلامی را به سطحی از بازدارندگی تمدنی رسانده است؛ جایگاهی که تهدیدهای دشمن در برابر آن کارایی خود را از دست میدهند.
وی تصریح کرد: این پژوهش نشان میدهد جمهوری اسلامی یک نظام یادگیرنده است و حاصل این مسیر، تدوین بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان نقشه راه آینده کشور بوده است.
حکمرانی اسلامی؛ مسیر تحقق تمدن نوین
عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در جمعبندی مباحث خود گفت: تحلیل هشت فصل این کتاب نشان میدهد حکمرانی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب، فرایندی تکاملی، مهندسیشده و مبتنی بر تحقق حیات طیبه و تمدن نوین اسلامی است؛ تمدنی که در آن پیشرفت مادی، زمینهساز تعالی معنوی و قدرت، در خدمت عدالت قرار میگیرد.
وی افزود: این پژوهش تلاش کرده است نشان دهد مدیران کشور با تکیه بر مدیریت جهادی، اقتصاد دانشبنیان و مشارکت مردمی میتوانند از دشوارترین موانع، از جمله تحریمها، عبور کنند.
مرادی با بیان اینکه این اثر، وجود یک دکترین مستقل حکمرانی در جمهوری اسلامی را اثبات میکند، اظهار داشت: این دکترین ریشه در مبانی وحیانی و تجربه ارزشمند انقلاب اسلامی دارد و میتواند به عنوان میثاقی راهبردی برای مدیران نظام مورد استفاده قرار گیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: این کتاب ادای دینی به ۳۵ سال هدایت راهبردی رهبر معظم انقلاب از طریق پیامهای نوروزی است؛ پیامهایی که همواره روح امید، حرکت و پیشرفت را در جامعه زنده نگه داشتهاند. بر اساس یافتههای این پژوهش، پایبندی مدیران به این دکترین، تحقق تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای ظهور را از یک آرمان دوردست به واقعیتی دستیافتنی تبدیل خواهد کرد و جمهوری اسلامی را قادر میسازد الگوی نوینی از زیست مؤمنانه، مقتدرانه و عدالتمحور را به جهان عرضه کند.
انتهای پیام/











نظر شما